بسم الله الرحمن الرحیم
این مطالب را صرفا از این جهت در اینجا قرار میدهم که جایگاه خودمان را به عنوان یک دانشجویی بسیجی و مدعی ولایت بسنجیم.
ببینیم چقدر ولایتی هستیم و گوش به فرمان رهبری...؟!
دانشجوى موفّق چه دانشجويى است؟
به نظر من دانشجوى موفّق كسى است كه خوب درس بخواند؛ خوب تهذيب اخلاق كند و خوب به ورزش بپردازد. من براى دانشجوى موفّق، سه شاخص دارم. البته ممكن است يك جوان موفّق در خانه، معيارهاى ديگرى داشته باشد؛ يك كاسب موفّق، يك ادارى موفّق، معيارهاى ديگرى داشته باشد؛ اما دانشجوى موفّق، به حيث دانشجويى، اين است: بايد خوب درس بخواند، به اخلاق و تهذيب نفس بپردازد، ورزش هم بكند.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 77/2/22)
عمدهترين وظيفه جوانان حزبالّلهى و انقلابى چيست؟
به نظر من، جوانان انقلابى دانشگاه - چون بحث دانشجو را داريم - سعى كنند خوب درس بخوانند؛ خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعى كنند در محيط خودشان اثر بگذارند؛ فعال باشند، نه منفعل؛ روى محيط خودشان، اثر فكرى و روانى بگذارند. اين شدنى است. يك جوان گاهى اوقات مىتواند مجموعه پيرامونى خودش را - كلاس را، استاد را و حتّى دانشگاه را - زير تأثير شخصيت معنوى خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسیكارى بهدست نمىآيد؛ با معنويت بهدست مىآيد، با صفا بهدست مىآيد، با استحكام رابطه با خدا بهدست مىآيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدّى بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت بدهيد، با خدا حرف بزنيد، از خدا بخواهيد. مناجات، نماز، نماز با حال و با توجّه، براى شما خيلى لازم است. مبادا اينها را به حاشيه برانيد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 77/2/22)
نظر شما در مورد ظهور نسل جدید انقلاب و ماموریت این نسل چیست؟
گفتند كه نسل جديدى در حال ظهور است. اين كاملاً درست است. اين نسل كه شما ميگوئيد دارد ظهور ميكند، اين را هم من كاملاً قبول ميكنم؛ تصديق دارم و آن را حس ميكنم.
سؤال ميشود كه مأموريت اين نسل چيست؟ الزاماتش چيست؟ كى ميخواهد او را پيش ببرد و هدايت كند؟ اينها سؤالهاى خوبى است. به نظرم ميرسد اين سؤالها سؤال است، ليكن ابهام نيست. پاسخ به اين سؤالها معلوم است. انقلاب براى ايجاد يك دولت به جاى دولت كه به وجود نيامد، براى ايجاد يك نظام، يك مجموعهى ملى و انسانى بر اساس يك تفكر به وجود آمد. آن تفكر، تفكر اسلام است. ادعاى ما اين است - كه اين ادعا را اثبات هم ميكنيم و ثابت شده است؛ قطعى است - ما معتقديم راه سعادت انسانها به دست تعاليم انبياء است، كه كاملترينش هم تعاليم اسلام است. بشر منهاى تعاليم انبياء حتّى پيشرفت مادى هم در اين حدى كه پيدا كرده، پيدا نميكرد؛ چه برسد به تعالى معنوى و بهجت معنوى و آرامش و آسايش روانى كه زمينهساز عروج اوست به معارج والاى ملكوتىِ انسان. راه سعادت انسان اين است.
براى اينكه تفكر انبياء در جامعه پياده شود، يك حركت بلندمدت و طولانى لازم بود. اين انقلاب با اين هدف به وجود آمد. جامعهى اسلامى، كشور اسلامى، نه فقط دولت اسلامى، نه فقط تشكيل يك نظام اسلامى، بلكه تشكيل يك واقعيت و يك مجموعه مردمى كه بر اساس تعاليم اسلام - كه لبّ لباب تعاليم انبياء است - زندگى ميكنند و آثارش را احساس ميكنند. اين هدف ماست. خوب، ما به اين هدف هنوز نرسيديم، توقع هم نبود كه در ظرف سى سال برسيم. اين هدف، هدف خيلى طولانى مدتى است. بايد تلاش كرد، بايد كار كرد تا به اين هدف رسيد؛ شما مسئوليتتان اين است. مأموريت اين نسل اين است؛ كشور و ملتتان را به آن جايگاهى كه معنايش اين باشد كه يك جامعهى اسلامى به معناى واقعى تشكيل شده، برسانيد. اين را الگو كنيد. اين ميشود بزرگترين وسيله براى گسترش اين فكر و گسترش اين تجربه در عالم؛ اين مأموريت اين نسل است.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)
وظیفهی جنبش دانشجوئی در كنار سایر اقشار جامعه برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو چیست؟
جنبش دانشجوئى؛ يعنى دانشجوى متحرك، دانشجوى فعال؛ دانشجوئى كه از نيروى فكر و توان جسمى و روحى خودش ميخواهد براى پيشرفت استفاده كند؛ آيا فقط اينها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگينترين مسئوليت بر عهدهى مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمى و نخبگان فكرى و نخبگان سياسى، ليكن جريان دانشجوئىِ فعال هم مسئوليت سنگينى دارد. يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش براى فهميدن است؛ يعنى تفكر.
من به نظرم ميرسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعهى دانشجوئى، همراه با مجموعهى حوزوى، با برنامهريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند دربارهى مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح ميتواند همان ثمراتى را ببخشد كه ما در زمينههاى مسائل علم و فناورى و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعنى شكوفائى، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهتگيرى درست. يكى از كارها اين است.
يكى از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولى داريم كه بايد از اين اصول تخطى نشود. يعنى به نام فكرپردازى و انديشهپردازى، از اصول انحراف پيدا نشود. اصول، شاخصهاى راه صحيح و صراط مستقيم است. خطاست اگر اصول را به ديوارههائى تشبيه بكنيم كه انسان از وسط اين ديوارهها بايد حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. يك راه مستقيمى وجود دارد، يك صراط مستقيمى هست كه اين، انسان را به هدف ميرساند. اين صراط مستقيم را بايد شناخت، بايد كشف كرد. هيچ كس در محدودهى صراط مستقيم زندانى نشده. اجبار به پيمودن صراط مستقيم در هيچ كس نيست. اين اصول كسى را اجبار نميكند، الزام نميكند، محدود نميكند، بلكه اين اصول انسان را هدايت ميكند و به او ميگويد كه اگر چنانچه بر طبق اين اصول حركت كردى، به آن نتيجهى مطلوب خواهى رسيد؛ اگر از اين اصول تخطى كردى، به هدف نخواهى رسيد. آخر، اشكال بيراهه همين است. بيراهه، دو اشكال دارد: يك اشكال اين است كه انسان به سرمنزل مقصود نميرسد؛ اشكال ديگر اين است كه وقت انسان تلف ميشود؛ فرصتها از دست ميرود.
اين كسانى كه در طول اين صد سال، صد و پنجاه سال اخير در كشور ما داعيهى اصلاح و پيشرفت و ترقى سر دادند و ما را حقاً و انصافاً به بيراهه كشاندند، اين گناه بزرگ را انجام دادند؛ هم ما در طول اين صد و پنجاه سال به مقصد نرسيديم و عقب مانديم، هم وقتمان تلف شد. چند نسل پىدرپى بايد بيايند، ضايع شوند، در اين تيه(1) سرگردانى بروند و به نتيجه نرسند، تا يك وقت يك نسل متوجه بشود كه اشتباه كردهاند؛ راه را برگردد، شروع كند از نو حركت كردن. گناه آن كسانى كه جوامع بشرى را به بيراهه ميكشانند، اين است كه وقت آنها و عمر آنها و فرصتهاى آنها را ضايع ميكنند.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)
ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
*اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایى، به توانایى، به بروز قدرتها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید.
*اگر در یك جملهى كوتاه از من بپرسند كه شما از جوان چه مىخواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش.
*طلبهها باید ورزش كنند؛ طلبهها باید كوهنوردى بروند.
*كوهنوردى امتیازات برجسته و ممتازى دارد. مهمترینش همان عزم و ارادهى بین انسان و انگیزههاى درونى خود او است.
*من مىخواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤكّد متذكر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در میدانها خوب بوده. *همینطور كه شما گفتید، در المپیك مدالها و افتخارات بیشتر و چهرههاى بهترى كسب كردند؛ اما بخصوص، روى اینها كار بكنید. علت آن هم این است كه جانبازان، سابقهى جبهه دارند. اینها یك قهرمانى را انجام دادند، یعنى وضع جسمانى آنها، نشاندهندهى قهرمانى است. *كارى است كه كردند و یك پرونده، با اینها همراه است. بنابراین، اینها آنجا امتحان دادند؛ باز هم مىتوانند در میدانهاى ورزشى، انشاءاللَّه امتحان بدهند.
*من ورزش را براى همه لازم مىدانم. [كوهنوردى] یك ورزش سنگین، خیلى باابهت و خوب است؛ بنابراین لازم است.
*ورزش زنان، كار لازمى است. زنان هم نصف جمعیت كشورند؛ باید ورزش بكنند؛ اما محیط ورزش زنان، بایستى به گونهیى باشد كه با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پیدا نكند.
*ورزش كوهپیمایى و راهپیمایى در كوه كارى است كه مىتواند عمومى، یعنى براى زن و مرد و بچه و بزرگ باشد؛ از همهى ورزشهاى دیگر هم كمخرجتر است.
*ورزش، اطمینان و اعتماد نفس در انسان ایجاد مىكند. جوان را به خودش مطمئن و خاطر جمع مىكند. خاصیت طبیعى ورزش این است كه آنها را از آن حالت خمود و ركود بیرون مىآورد.

در پی سیل عظیم در پاکستان و تماس و درخواست کمک دانشجویان شیعه ی پاکستان از فعالین دانشجویی ایران، تشکل های دانشجویی ضمن انجام پیگیری های لازم از مسئولین، بیانیه ی زیر را خطاب به مسلمانان روزه دار صادر کردند:
باسمه تعالی
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُوراً (آیات 8و9 سوره ی مبارکه انسان)
آیات فوق و سیره ی امیرمومنان (علیه السلام) در ایثار و شریک شدن در رنج محرومین و محتاجان، چراغ راه همیشگی مسلمانان جهان است. اکنون که فاجعه انسانی ناشی از سیل، برادران و خواهران مان در کشور پاکستان را با مشکلات جدی در تأمین ضروریات اولیه زندگی مواجه کرده و قریب به بیست میلیون نفر را آواره و بی خانمان نموده است، مسلمانان روزه دار در سراسر جهان سحر و افطار را با یاد مصیبت زدگان پاکستان -که امروز حتی در تأمین سحری و افطارشان دچار مشکل شده اند- سپری می کنند و امت اسلامی در اندیشه یاری رسانی به این بخش از پیکر واحده ی امت است.
در همین راستا، دانشجویان ایران اسلامی از مردم مؤمن و فداکار کشورمان و نیز عموم مسلمانان غیور جهان اسلام دعوت می کند تا با تأسی به سیره ی کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در روزهای منتهی به میلاد آن بزرگوار، سحری و افطار خود را با مردم مصیبت زده ی پاکستان تقسیم کنند و مبلغ حاصله از این طریق را در میعاد گاه های نماز جمعه این هفته اهدا نمایند تا در درد برادران و خواهران پاکستانی خود شریک گردند.
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ (آیه 92 سوره مبارکه ی آل عمران)
جنبش عدالتخواه دانشجويي
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل

بسم رب العالمین
عزیز دو جهان یوسف در چاه ،
دلم سوخته از آه نفسهای غریبت!
دل من بال کبوتر شده ! خاکستر پرپر شده!
همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نشین گشته هوایی و سپس فتنه به اقلیم رهایی!
به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و
خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی ،
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد،
نگهم خواب ندارد ،
شب من روزن مهتاب ندارد ،
نگهم خواب ندارد ،
شب من روزن مهتاب ندارد!
همه گویند به انگشت اشارت مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد....
تو کجایی؟
تو کجایی شده ام کرب و بلایی !

بسم رب العامین

خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين، خوشا به حال خانوادههاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيدهام.
"جام زهری به نام قطعنامه 598" را در ادامه بخوانید.
لینک مرتبط:
- پذيرش قطعنامه 598 از منظر مقام معظم رهبري
- صدام: پذيرش قطعنامه پشت ما را مي شكند
بسم رب العالمین
ای جانباز! فراتِ جان تو، سقّای خیمه های تشنگان وطن بود تا امروز، در سایه امن ایمان،
عبّاس(ع) را در آیینه چهره تو ببینیم.
ای جانباز! زخم تنت ستاره دنباله داری است که یادآور نادیده های آسمان کربلاست.

جانباز، آلبوم تماشایی خاطرات سرخی است که از دلاورمردی های عباس گونه های وطن، به جا مانده است.
جانباز یعنی قلّه وارستگی در اوج شکستگی و زیستن بدون دلبستگی.
جانباز، با لبخند زخم خویش، خاطرات خفته عباس(ع) را در کربلا بیدار می کند.
جانباز، شعله ای از جان اباالفضل(ع) است که شمع ایمان را در زمانه خود روشن نگه می دارد.
جانبازان، یادگاران روزهای عشق و حماسه اند؛ خاطرات مجسّم سال هایی که درهای آسمان
به روی عاشقان باز بود و فرشتگان در آسمانِ زمین گرم گلچینی بودند.
در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم: گواهی می دهم که حضرتت نماز را به پا داشتی و زکات گذاردی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی. جانبازان کسانی هستند که نماز سرخ عشق را به وضوی خون اقامه کرده اند و زکات جسم خویش را به معشوق تقدیم داشته اند و به بهترین شکل، امر به معروف و نهی از منکر کرده اند و از بدی ها بازداشته اند. آنان در حقیقت با ا ین کار به مولای خود سالار شهیدان(ع) و شهیدانی چون قمر بنی هاشم(ع) اقتدا کرده اند.
.jpg)
چهارم شعبان ،
روز شکفتن گل معطر ابالفضل (ع)
بر شاخسار اهلبیت (ع) مبارک باد .
.jpg)
و مبارک باد نورانیت خانه هایی که در سایه شمع وجود جانبازان، ذرّه ذرّه به آسمان نزدیک تر می شوند.
بسم رب العالمین
سالها از روزي که بال و پرش سوخته بود مي گذشت و فرشته سوخته هر روز به اميد شفا مشغول امن يجيب بود...ياد آن روزي بود که بواسطه کوتاهي و تاخير در امر محبوب بال و پر عروج اش سوخت و ديگر به ملکوت آسمونها راهي نداشت زير لب نجوا کرد"مرا ببخش اي بخشنده مهربان هر چند خوب مي دانم در مقام فرشتگان چنين كوتاهي بخشودني نيست". با خود كلنجار مي رفت. چشمان درشت و اشك آلودش به آسمان زيبا افتاد تعداد زيادي پرنده در حال پرواز بودند. آه سوزناكي كشيد. نزديكتر شدند، «فطروس» لبخندي زد. بله درست ديده بود؛ شوري تازه يافت، جاني دوباره در وجود خود احساس كرد. آنها هزاران فرشته بودند كه به آسمان آن جزيره نزديك مي شدند. پيش روي آنها جبرئيل، فرشته بزرگ بود. فطروس خوشحال شد و از شوق بالا و پايين پريد و با صداي بلند سلام كرد. او را ديدند. پائين آمدند. جبرئيل هم جواب داد: سلام.
فطروس بي تاب پرسيد: «اي جبرئيل، قصد داريد به كجا برويد؟»جبرئيل گفت: «خداوند امشب فرزندي پاك و پاكيزه به محمد خاتم الانبيا(ص) عنايت كرده و به ما مأموريت داده تا تبريك و شاد باش الهي را به ايشان برسانيم.» فطرس گفت: «بيشتر از اين عنايت پروردگار به محمد(ص) بگو. از همان فرزندي كه گفتي؟ مگر او كيست كه هزار فرشته براي تبريك گويي ولادتش به خدمت پيامبر خدا مي روند»؟! جبرئيل نگاهي به ديگر فرشتگان كه منتظر بودند؛ انداخت و بعد رو به فطرس كرد و پاسخ داد: «آرام بگير، مي گويم. شيرين و شنيدني است قصه تولد فرزند علي(ع)؛ او ميوه دل فاطمه(س) است، طلوع لبخندهاست. با وجود او همه غصه ها ذوب مي شوند همه گره ها گشوده ميشوند...
فطرس سر تا پا گوش شده و غرق در حرف هاي جبرائيل...فطرس، همان طور كه اشك مي ريخت با شوق و هيجان وصف ناپذيري زمزمه كرد: «آه چه فرزند عزيزي! چه كودك باعزتي كه تولدش اين همه بركت دارد.» گويي احساس نياز عجيبي وجود فطرس را گرفته بود، هفتصد سال تبعيد، دوري و گريه زاري در درگاه خدا براي بخشيده شدنش كافي نبود.او نيازمند يك شفاعت كننده بود، آري، شفاعت كننده اي كه نزد خدا جايگاه والايي داشته باشد.سپس رو به جبرئيل كرد با صداي حزن انگيز و سرشار از نياز گفت: «تو را به خدايي كه همه چيز و همه كس را آفريده مرا هم، من بال و پر شكسته را هم، نزد پيامبر(ص) ببر تا شايد به بركت تولد اين نوزاد رسول خدا برايم دعايي بكند و پروردگار نيز از خطاي من بگذرد.اي جبرئيل، دوست مهربانم، مرا به محمد(ص) معرفي كن و به او بگو تو را به حق اين نوزاد سوگند مي دهم تا از خداي خود بخواهي از گناه فطرس بگذرد تا من هم در اين روز مبارك خشنود شوم. شايد بال هايم به حال اول برگردد و مقامم را در ميان فرشتگان به من ارزاني فرمايد».
بعد از لحظه اي همه فرشتگان همراه فطرس كه بر بال جبرئيل سوار بود به حضور حضرت رسالت پناه رسيدند جبرئيل ازطرف خود وخداوند عرض تهنيت گفت وحال پريشان فطروس راشرح داد حضرت به جبرائيل فرمودند به فطروس بگو که خود را به اين مولود بمالد و به جايگاه ومقام خود برگردد پس فطروس خود را به بدن شريف امام حسين(َع) ماليد در اين هنگام بال هايش درآمدند ودر حالي که پروانه وار گرد اباعبدالله ميگشت مي گفت حسين جان تو بر من منت نهادي به جبران اين لطف تا دنيا دنياست من زيارت و سلام زائرانت را به تو ميرسانم و هر کس بر توصلوات فرستد من اين صلوات را به تو مي رسانم و در حالي که به سوي اسمان عروج مينمود مي گفت:کيست همانند و همتاي من که ازاده شده ي حسينم.....السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت به فنائک السلام علي الحسين (ع) و علي علي بن الحسين(ع) و علي اولاد الحسين(ع) و علي الاصحاب الحسين(ع).


سلام حاج احمد!
يك قوم تو را شهــــــيد ميخوانند
يك قوم تو را اسيــــــــر ميدانند
اما چه كنم كه نــــــــاجوانمردان
تـــــــصوير تو را زخويش ميرانند
بسم رب العالمین
بعثت محمّد از الطاف بی پایان خداوندی بود که جلوه های شکوه مندش تا کرانه های ناپیدای زمان امتداد یافته است. در آن روز آسمانی، پس از قرن ها خشک سالی معنویتِ مزرعه حیات، ابرهای سایه گستر رحمت الهی بر کویر اندیشه ها سایه انداخت و باران عشق، مهر ورزیدن و مهربان زیستن بر کویر تفتیده دل ها بارید. باردیگر باغ رسالت به بار نشست و زیباترین شکوفه هستی شکوفا شد و دل نورانی محمّد، تجلّی گاه نام و کلام خدای سلام و آیین اسلام گشت.
روز مبعث، روز بارش برکت،
روز سربلندی انسان و روز بلندای بانگ توحید،
بر همه گیتی مبارک.
بسم رب العالمین

مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای ـ دام ظله العالی ـ ، بعثت پیامبران را از حوادث بی نظیر عالم و دارای آثاری ماندگار برای حیات بشر برشمرده و می فرمایند: «هیچ حادثه ای از قبیل انقلاب های بزرگ، مرگ ها و حیات های ملّت ها، پدیدآمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ ظهور مکتب های گوناگون، اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت های انبیا نیست. هم چنان که امروز شما می بینید، ماندگارترین شکل های فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکل هایی است که ادیان به آن ها داده اند و تا ابد هم همین طور خواهد بود. اگرچه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده اند، یعنی غیرمسلمان ها، اما همان ها هم از برکات این بعثت، تاکنون منتفع شده اند».
بسم رب العالمین

امام خمینی رحمه الله رهبر کبیر انقلاب، درباره انگیزه های بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرموده اند: «انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفّا بشوند، از این ظلماتی که در آن ها موجود است تا این که بعد از این که مصفّا شدند، ارواح و اذهان آن ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند. انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفّا کنیم... اگر این توفیق برای همگان حاصل شد، دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق».
چیزی نمانده است که 14 تیر ماه از راه برسد
چیزی نمانده است تا نزدیک ظهر شود
و دقیقا آن ساعتی که خورشید در آسمان اذان، ظهور می کند
تو غائب شوی
آن روز نزدیک ظهر ،محله ی امامزاده سید اسماعیل _خیابان مولوی تهران _گم کرد دردانه اش را که سال 32 خداوند به او بخشیده بود
آن روز اما آسمان و زمین شاهدند که کجا رفتی و کجا هستی ...
آه که زمین چه شاهد خوبی است بر بندگان خدا
و آه آسمان چقدر به تو غبطه می خوریم لحظه ای که توفیقت می شو د سایه انداختن بر سر فرمانده مان را ...
کیف می کنی از آفتاب چهره اش ؟
می بینی چه صولتی دارد نگاهش ؟
ضرب دستش را هنگامه ی سیلی زدن بر شیطان وجود، داری ؟
آه که دل آرام نمی گیرد از به دنبال هم آوردن این واژه ها ...
چیزی کم دارد کلام انگار
نعوذ بالله انگار که انتظار وحی دارم
در انتظار ظهورم
کاش باران ببارد
مثل روزهای کودکی ام شده ام،دوست داشتم از همه ی نسخه های کتاب "دخترک کبریت فروش "یک نسخه داشته باشم و مدام این داستان تکراری را می خواندم و هر بار منتظر بودم داستان آن جوری که خودم می خواهم تمام شود و افسوس که نمی شد ...
مثل وقتی که توی روضه ی عاشورا ،به غروب می رسم،گوشهایم را تیز می کنم تا شاید این بار شمر روی سینه ی حسین"علیه السلام" ننشیند...
و باز کسی ناله سر ندهد که:
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل
من سوی قاتل
او می برید و من می بریدم
او از حسین"علیه السلام" سر
من از حسین"علیه السلام" دل
آه از لحظه ای که شروع اسارت کلید می خورد
باز من ناامید می شوم
و روایت همانطور که قبلا تمام می شد،تمام می شود
اسارت شروع می شود و اشکهای من هم
مثل هر 14 تیر
کودکانه می ترسم از اینکه باز انتهای قصه ی حاج احمد ،به ابتدای اسارت ختم شود
و
با آبرو به خاطر خدا
برگرد

به نام خدا
درکنار برنامه جهادفرهنگی خواهران وبرادران در ایام تابستان در کوه زر گروه جهادی قصد برگزاری برنامه ای هم در جنوب استان کرمان با محوریت عمرانی وفرهنگی برای برادران دارد. تبلیغات تا مقداری توی دانشکده ها انجام شده واونهایی که علاقه مندند لازمه برای ثبت نام با مراجعه به پایگاههای دانشکده خودشون حتما فرم ثبت نام رو پر کنند.
محل برگزاری اردو:
جنوب استان کرمان- شهرستان رودبارجنوب -بخش زهکلوت- روستاهای فرشته ای و آهوزن
زمان: ۲۰ تیر لغایت ۱۰ مرداد
پروژه عمرانی:
ساخت یک بند سنگی سیمانی در نزدیکی روستای فرشته ای.
اسکان هم توی تنها مدرسه روستای فرشته ای خواهد بود.
ضمنا کلیپی تهیه شده از برادرای اردوی عید دامغان که برای دانلود اینجا کلیک کنید.
نقشه منطقه اردوی تابستون هم در ادامه مطلب...
وبلاگ گروه جهادی قافله کویر
ادامه مطلب

چند لینک مرتبط:
*فایل صوتی قرائت كامل وصيت نامه امام خميني(ره) توسط مقام معظم رهبري
*احمد آقا گفت :«گل آقا»! شنيدم كه امام ما را خنداندي، خدا دلت را شادمان كند
*نواده روح الله؛ سيد حسن نصرالله
*امام گفت: نترسيد! من همراهتان هستم
بسم رب العالمین

نامه زير را يادگار گرامي امام در تاريخ 25 محرم الحرام 1415 هجري قمري (سه شنبه 14 تير 1373) پس از ارتحال حضرت آية الله العظمي گلپايگاني (ره) خطاب به آيت الله صافي دامت بركاته مرقوم فرموده اند و حائز نكات جالب توجهي است كه اينك تقديم خوانندگان محترم مي گردد.
بسم الله الرحمن الرحيم
حضور محترم جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمين آيت الله آقاي صافي دامت بركاته با عرض سلام و اظهار ارادت نامه تسليت جنابعالي را زيارت كردم. از ابراز همدردي آن حضرت بسيار متشكرم. خداوند جنابعالي را كه از استوانه هاي علمي نظام اسلاميمان و انقلاب اسلاميد محفوظ بدارد. ديشب خواب آيت الله العظمي آقاي گلپايگاني را ديدم. در مسجد و يا حسينيه اي بودم. ايشان وارد شدند. من فهميدم كه ايشان فوت كرده اند. دويدم خدمتشان و پرسيدم چه كنيم در اينجا تا در آن دنيا راحت باشيم (چيزي بدين مضمون) ديدم ايشان گريستند و گفتند از ولايت غفلت نكنيد ولايت، ولايت. تعجب كردم كه ايشان در آن دنيا هم از سست شدن ولايت متاثرند. باز دويدم جلوي ايشان (يعني وقتي سئوال اول را كردم فاصله ام تقريبا چهار پنج متر بود) خيلي به ايشان نزديك شدم به من محبت كردند و از منبري كه در آنجا بود بالا رفتند و باز گريستند و گفتند دست از ولايت برنداريد. اشك از محاسن ايشان پائين مي ريخت. من اصلا از تعبير خواب آگاهي ندارم ولي معلوم است كه براي ايشان بسيار خوب است. به قول امروزيها ايشان در آن دنيا هم خط عوض نكرده اند. از قول من خدمت آقاي آقا جواد و آقاي آقا باقر و مخصوصا خدمت خانواده آقا سلام مخصوص ابلاغ داريد خداوند ما را در راه مستقيم الهي قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
احمد خميني
25 محرم الحرام/1415
منبع: فصلنامه حضور - بهار 1375- شماره 15
بسم رب العالمین
(ما هيچ وقت اول شليك نكرديم. هميشه آنها بودند كه شليك كردند ...)
باراكهاي مشترك
و
مانور مشترك ايهود- اوباما
دو گيج قدرت
پانصد صندلي چرخدار خالي را اشغال مي كنند
دو افعي سپيد و سياه
بر نقشه چهل كشور ديگر
چمباتمه مي زنند
دزدان درياي كارائيب
شليك مي كنند
به موج هاي مديترانه
شليك مي كنند
به پرچم شهيد فلسطين
ميترسند حالا
از پرچم اردوغان حتي
و زرد مي كنند از شنيدن نام سيد حسن
ديوانه مي شوند از شنيدن نام كشور من ايران
الو! دزدان درياي كارائيب!
از بندر اشدود
دو صندلي بفرستيد براي دو پريزيدنت كال و گس
كه فكر مي كنند
دنيا نشسته است به انتظار نطق بچگانه آنها
حال آن كه ما
بندر اشدود را دود مي كنيم
تا كشتي مرمره بدرخشد
در شبهاي ماهتابي خرداد
با ده شهيد تازه
دو صندلي اشغالي را بفرستيد براي دو پير ناكام زكام
شايد با نطق شان حمايت تان كردند
ادامه مانور مشترك باراك ها
بگو پست را تحويل بگيرند
دو صندلي كه رسيد
نقشه روشن خواهد شد
الو ... الو ...
بعد از كشتي آزادي...
برو به سمت ميدان ...
امشب اسم رمز را
از راديو بي بي سي خواهند گفت
از راديو آزادي ...
شما تمام شديد
مانورهاي شما تمام شد
كه دريا و خيابان ها پر از مين است
كه آسمان پر از مين است
و ما فرزندان ناگهانيم
و رمز شب علي ست
و رمز شب نصرالله است
و رمز شب حماس و حماسه ست
و رمز شب ماييم
كه از خواب هاي شما بالا آمده ايم
نخير آقايان!
كشتي آزادي غرق نخواهد شد
تنها ده ستاره بر فراز آن خواهد درخشيد
و پانصد صندلي
پانصد تانك خواهد شد
شما هرگز به كشتي آزادي نمي رسيد
به ميدان آزادي نمي رسيد
و ميدان آزادي
به نقشه هاي شما خواهد خنديد!
عليرضا قزوه
وبلاگ "عشق عليه السلام "

















